بیست ماهگی
پسر جونم سلام.مامانی کم کم داریربه دو سالگیت نزدیک میشی عزیزم. از وقتی اومدیم تو این خونه نتونستیم اینترنت بگیریم.مجبور شدیم با گوشی بسته بگیریم که هم سرعتش خوب نیست هم تایپ کردن با گوشی سخت تره.اینم شده یه دلیل که تنبلی کنم و دیر به دیر آپ کنم.وقتیم میخوام بنویسم همه چی یادم میره. همون روزای اول بیست ماهگیت بود،خونه بابای بابایی بودیم،دستمو گرفتی و بردیم تو حال و میگفتی مول!اول منظورتو نفهمیدم،بعد متوجه شدم که میگی بشینیم رو مبل و شیرت بدم!کلی به این حرکتت خندیدیم.این کارتم همچنان ادامه داره.به مبلم میگی مول! بازم چند تا کلمه جدید یاد گرفتی.اینقده قشنگ به مامان و بابام میگی مامان جون و بابا جون.دلم میخواد بخورمت. ...
نویسنده :
مامان
11:24



